یک چیز کم داریم
می توانیم
اگر بخواهیم کشور خودرا متمدن و سر بلند بسازیم
می توانیم
اگر بخواهیم فقر را از افغانستان ریشه کن بسازیم
می توانیم
در انجام این چیز ها یک چیز کم داریم اگر آن را داشته باشیم چرخش ترقی دست ما وشماست
وآن تحمل همدیگر
می توانیم
اگر بخواهیم کشور خودرا متمدن و سر بلند بسازیم
می توانیم
اگر بخواهیم فقر را از افغانستان ریشه کن بسازیم
می توانیم
در انجام این چیز ها یک چیز کم داریم اگر آن را داشته باشیم چرخش ترقی دست ما وشماست
وآن تحمل همدیگر
تنها یک چیز را احساس می کند و آن این است که برای امرار معیشت فامیلش٬ باید پناهگاه
را بیابد و چند صباحی زنده بماند٬ تا نان آوری فامیلش باشد . مسیر را که طی میکند یک درجه
بهتر از ماندن می داند٬ اما درین حال نیز دو تشویش اورا می آزارد. یکی زادگاهش را ترک
کرده و دیگری راه نا معلومی در پیش دارد . بر میگردد به جیبش می بیند ٬جز خاک ریزه های
که در اسپار زدن٬ باد اورا به جیبش آورده مطاع دیگری نمی بیند٬ دستر خان را که از خانه
با خود آورده جز نصف نان جو بیش چیزی نیست٬ اگر کسی بپرسد چرا می روی؟ می گوید چاره
جزاین نمی بینم. اگر بپرسد کجا می روی می گوید: در جای که مردمانش بیگانه است میخواهم
به آن ها پنا هنده شوم.
اینجا از چشم هر عاقلی در عوض اشک خون می چکد.
جوانانت را سفید و قلب پیرانت را از طپش باز داشت .
ای وطن من.
وگرنه هر گز آدم نمی کشت.
خوشحالی ما روزی خواهد بود که در عوض نابود کردن یک انسان
نجات دادن جان او افتخار باشد.
مردم ما شادان ٬ نو نهالان ما خندان ٬ وپرندگان ما
بدون هراس بر شاخه های در ختان آواز بخوانند.
تنها چهره خاک آلود تو نیست که شادی را از وجودم بر بسته
بلکه اضطرابی عظیم را در چشمانت مشاهده می کنم.
کاشکی قلبم از سنگ بود٬ ای هموطن مظلوم من.
غصه ٬خود وارد دستگاه قشر مرکزی نمی شود تا از یک بدن شکست ناپذیر یک اسکلت بی جان بسازد
عامل وجود دارد که مسبب ساخت و ساز جرقه ای غصه در بدن می شود و شروع به فعا لیتهای وقفه نا
ناپذیر می نماید. و ازیک انسان شجاع و مدبر یک انسان معلول می سازد .البته نحوه واکنش ها در انسان
ها متفاوت هستند.
پدر پیر و یا مادر پیر ی را دیده اید؟ که همیشه اوف می کشد ٬ خواب نمی رود٬ بسا وقت هااز زندگی شکایت
می کند. چه چیز اورا رنج می دهد؟ آیا هر که پیر شد چرخ زمان آه و اوف را به او پیشکش می کند؟ یا نی
عامل وجود دارد که اورا می آزارد ٬ غصه می خورد٬ و همیشه پیشانی غم به زانو می گذارد ؟ ا گر ما در
شناسای این عامل سعی کنیم ٬ می توانیم راه زدودن غصه ها ی آنان را بیابیم و در عوض شادی و خوشی
در کلبه ءمحقر آنان وارد سازیم.مسلم است که آن ها خوشی را به شما به ارمغان دادند ٬ و آینده خودرا وقف
ومصرف شما کردند٬ به شما اندیشیدند و خودرا فراموش کردند ٬ آیا وجدان سالیم حکم میکند که یک انسان در عمر
خود رنج بکشد و در لحظات پیری به غم گرفتارشود؟ در جوانی بخاطر دیگران خود را فراموش کند و درهنگام
پیری دیگران اورا از یاد محو نماید؟. اگر امروز شما خودرا باسواد و با فهم نسبت به آنها حساب می کنید٬ درست
است ولی این واقعیت را فراموش نکنید که پلکان ترقی شما آنان هستند. بنابراین موءظف هستید تا در جهت
خوشی آنها شما هم زحمت به خود را دهید ٬ ولحظه درین مورد فکر و تعمق داشته باشید.
همینطور مسئولان ماه نسبت به رعیت٬ تاجران ما نسبت به فقیران٬ دانشمندان و معلمین ما نسبت به دانش
آ موزان مسئولیت عمیق دارند. موجودیت رعیت است که کارمندان دولت زندگی می کنند ٬ مو جودیت مردم است
که متاع تاجران فروخته می شوند٬ وجود شاگردان است که ارزش معلم چند برابر می شود و زندگی خود را می
چرخاند . پس همه این ها مسئولیت دارند .
به امید آنروز که غم از هرجا و مکان محو شود و انسان ها در هرجا خوشحال و سر زنده باشد.
یکی از چیز های که مردم را از پادر می آورد و زندگی را در کام آنها تلخ می سازد ٬ رنجش و ناراحتی در
مقابل همدیگر است. بدون اینکه بدانند٬ این رنجش چه عواقب سوء دارد بر تداوم او پا فشاری می کنند
علت سماجت ناشی از در بدری های گذشته است که بر روح و روان بعضی در کشور ما بدون شک تاثیر
خود را گذاشته است و لذا یکی علیه دیگری سخن می گوید ٬ در حالیکه تیشه گرفته به پای خود می زنند
تا هردو به زمین بیافتند و لحظات خوشی نشاط را از لبان دا غدیده ای فرزندانش بر دارند. آیا این را جز در
بدری چه نامی باید گذاشت . جهاد مقدس مجاهدین در زمان حکومت ببرک کارمل و داکتر نجیب توجیه
پذیر بود و جنگ های حزبی در بین خود٬ هیچ قابل توجیه نبود ٬ احتمالا عدم تحمل همدیگر و رنجش های
فیمابین سبب گردید تا همه به پای خود تیشه زنند ٬ و امروز که صدای دموکراسی از افغانستان بلند
است ٬ رهبران جهادی ٬ دانشمندان افغانستانی٬ روشنفکران ٬همه در فضای برادری به خدمت مشغول
اند یک برکت بی سابقه در تاریخ افغانستان محسوب می شود.
امروز در فضای کشور ماه دیو رنجش جای خودرا به رقابت های سالم تبدیل می کند ٬ در تاریخ افغانستان
کم سابقه است که پادشاهی عزل شده باشد٬ زنده جان سالم بدر برده باشد ٬ و یا رئیس جمهوری دوره اش
به پایان رسیده باشد برای رئیس جمهور بعدی دعای خیر نماید٬ این قهرمانی ها درکشور ما بوقوع پیوست.
کرزی و استاد ربانی پایه جدید و رسم شایسته در ایجاد دیموکراسی گذاشت اگر همینطور صمیمی بماند
در تاریخ افغانستان به عنوان بهترین رئیس های جمهور مورد احترام نسل آینده خواهد بود
امنیت یک نعمت الهی است ٬ یک سرمایه ای تمام نمای ترقی و پیشرفت است٬ یک شناسنامه ء
عزت و شرافت در محور جهان به حساب می آید ٬ ملت که از مزایای امنیت برخوردار است ٬ بوی
شرین زندگی را در فضای معطر استشمام می کند ٬ وطعم گوارای آرامی را با اشتیاق تمام
می چشد و از استعداد خدادادی خو یش در جهت کار های خیر بهره کامل می گیرد.
امنیت از محصولات تفکر و تعقل بشر به حساب می آید. تاریخ شاهید تمام ما جراهای گذشتگان
بوده واست . عده ای در آتش جنگ کباب گردیدند و عده ای در تنور نا امنی سو ختند٬ عده ای در
انتظار امنیت مردند ! چطور؟ با لباس های پاره و کفش های وصله زده ٬ با چشمان خیره ٬ با شکم
گرسنه٬ با امید های بر باد رفته و با یک عمر اضطراب وشکنجه روحی!! یک نسل حیران ٬ سر درگم
بی سواد٬ بیچاره٬ وحشت زده و گرسنه٬ مضطرب ٬ ازان ها باقی ماندند .
پس کجاشد کرامت انسانی آنهاو حقوق بشری این ها ؟ چاره ای جز این نیست که در قدم اول در
تحقق امنیت بکوشیم . امنیت حق مسلم هر بشر در کره زمین است ٬ در پر تو امنیت قانون مصداق
و معنی پیدا می کند ٬ در پرتو امنیت آبادی و تکامل رو نما می شود ٬ زندگی معنی و مفهوم پیدا
میکند و حتی پرنده ها احساس آرامش میکنند و در طلایه صبح صفای٬ برای این مردم آواز می خوا
نند وشادی می کنند .
به امید آن روز که که درکشور ما امنیت چترش را بر سر هر یک از وطنداران ما بگستراند و آنها را در
انجام خدمت به هم وطنانشان تنها نگذارند.
وقتی که جنگ با قلب پر از قساوتش دامنگیر خانواده ای٬ جامعه ای٬ می شود هیولا می آفریند
و هر انسان با وجدان را به وحشت می اندازد . در جنگل شیر به حیوانی حمله می کند و او را
می درد ٬ حیوانات دیگر پا به فرار می گزارند٬ در ین فرار شعوری نهفته است٬ حتی زبان بسته ها
از در یدن می ترسند و برای تداوم حیات خو یش فرار را بر قرار تر جیح می دهند . انسان با قوه
تفکر که دارد بیشتر از جنگ و وحشت نگرانی دارد چون در جنگ علاوه بر قتل قتال ٬ ذیان و ضرر
های دیگری هم وجود دارد که در ذیل نمونه آن را می نگارم.
۱- انسان های بیگناه کشته می شوند.
۲- مزارع و جنگل ها آسیب می بینند.
۳- خانه ها خراب می گردند.
۴- مکاتب و مدارس تعطیل می شوند.
۵- کینه و کدورت به شدت اوج می گیرد.
۶ـ زندگی برای عامه مردم تبدیل به جهنم می گردد.
۷- گرسنگی و فقر و تورم بیداد می کند.
۹- بی سوادی با حربه نیش دارش به سراغ نو نهالان مظلوم می رود.
۱۰- همه جا را بد بختی و سیا روزی می پو شاند.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به امید آینده بهتر و داشتن دموکراسی و مردم سالاری در فضای امنیت در کشور رنجور ما افغانستان
اختلاف سایه شوم اش را در یک خانواده بگستراند اعضای آن خا نواده را به هزار مصیبت گرفتار می سازد
اگر جامعه و یا کشور را دامنگیر شود دمار از روزگار ش بیرون می آورد ٬ خانواده یا جامعه و یا کشور که دست
اختلاف زنگ درب اورا به صدا در آورد نعمت رفاء و آسایش را از کانون گرم زندگی آنان بر می دارد و آنان
را به مصیبت های درد ناک گرفتار می سازد.
به امید آن روزیکه جامعه ما مملو از صفا وصمیمیت گردد و بجای اختلاف به رقابت های سالم در جهت
خدمت به مردم بر آیند و این روند تا فرا گیری آ حاد ملت رنجدیده ما ادامه پیدا نماید.
کمک می نمایند تا به این وسیله درجه فهم واحساس مسئو لیت خودرا تبارز دهند دختران در کار ها
ی خانه با مادرش کمک مینمایند فرد با احساس علاوه بر آن با همسایگانش وطندارانش در پیش
آمد ها از قبیل مریضی وانتقال به داکتر و... کمک می نماید وبر اساس این کمک ها است که عا
طیفه ها صیقل داده می شود وانسان های دیگر را وادار به ترغیب وتشویق در این امر خیر می نما
یند تا همه نسبت به دیگران بی تفاوت نباشد وکسیکه مستمند است بیکس ودر سراسیمگی
بسر نبرد در دنیا نیز این روند ادامه دارد.
امروز مردم افغانستان هم نیاز مند کمک هستند واگر امنیت فرا گیر نشود این نیازمندی ادامه می
یابد وسخت است که یک ملت هر روز وهر ماه وهرسال در انتظار کمک باشد برای کمک اصلی به
مردم افغانستان چند گزینه حایز اهمیت است
۱- کمک اقتصادی تا در سر ما های زمستان طفلانشان جان ندهند
۲- کمک تحصیلی بسیار از محصلین افغانها به علت متعدد نتوانستند وارد پوهنتون ها شوند و
سر درگم بسر می برند برادران ما که در خارج هستند درین زمینه برای ادامه تحصیلات آن ها به
خارج از کشور ویا تا سیس پوهنتون ها در داخل افغانستان و اکمال ومدیریت آن بپر دازند تا همه
بتوانند درس بخوانند واستعداد آنها سر مایه غنی برای ملت افغانستان گردد.
۳- کمک امنیتی دانشمندان روشنفکران ماه تدابیری برای امنیت دوام دار در افغانستان بسنجد
که بر مبنی آن سعادت امنیت نصیب مردم افغانستان شوند تا در پر تو امنیت برای خود کفای خود
و کشورش مجال حرکت و فکر کر دن پیدا نماید.
۴- کمک آموزش های فنی حرفه ای با کشورهای که احساس بشر دوستی و انسان دوستی
دارند و متمایل به کمک در افغانستان هستند تقاضا شود تا در جهت فرا گیری حرفه وفن زمینه
تحصیل کوتا مدت آنهارا در کنار باقی کمک ها در خارج یا در داخل فراهم نماید .
منظورم ملت درد دیده افغانستان است ملت که سال ها ضربات ویرانی و خانه بدوشی را کشید
در شکم نان سیر نخورد رنگ زردش به خوشی تبدیل نشد بعضی با وجود ضعیف و بدون دوا ودر
مان ازما مفارقت نمودند آنهاییکه ماندند درین فصل زمستان به نان خوردن و مواد سوخت محتاجند
وهر لحظه عذاب زنده ماندن را می کشند . اطفالان بی گناه از عدم امنیت کافی به آینده خود و
و نحوه زندگی کردن پدر ومادرش پریشان است ودر سن کودکی از جاده هیولای استرس می گذرد
سوال اینجا است که گره این مشکلات را چه کسانی می توانند باز نمایند؟
از عیوب ما انتقاد نماید ناراحت می شویم اما در عوض هرروز در بر خورد های اجتماعی فامیلی و
خوانوادگی می بینیم که درجه بزاعت و اقتدار ما به سقوط می انجامد و درآن صورت تقصیر را به
گردن زمانه محول می نمایم . اگر ما در جستجوی عیوب خود باشیم به مرور زمان یک انسان کا
میل می شویم ودر هیچ مر حله به مشکیل بر نمی خوریم .
و او دیده نمی شود ولی اگر تبسم کرد ید و در جهت مدا وای او بر آمدید شما یک فرد ممتاز
به حساب می آیید و با این رفتار شایسته خود مدعی تان را به یک دوست واقعی تبدیل مینمائید
نخبه است باید مورد تشویق وحمایت انسانی ما قرار بیگرد و و یژگیهای بارز آن ها باید بوسیله ما
ستوده شود این ما هستیم که هم حقیقت را برملا می سازیم وهم به آنها جرئت و شهامت
بشتر با اسلوب ورویش خویش می بخشیم وهم زمینه محبت ودوستی را در کشور وسعت می
بخشیم.
تشویق اگر بر اساس واقیعت ها صورت بپذیرد هیچ چهره ای خادمی افسرده نخواهد شد و
هیچ افسرده رنج نخواهد کشید وسر انجام هر انسان زنده در تکا پوی خدمت بوطن ومردم خو
د قبل ازینکه منا فیع شخصی خودرا مد نظر قرار دهدخواهد شتافت .
می سازد ما باید افراد که برای ما خدمت می نماید و زندگی خود را وقف خدمت ماه میسازد
ازصمیم قلب دوست داشته باشیم حتی کسانیکه جاهل است ماه باید اورا نصیحت نمایم
و را زندگی معاشرت بر خورد ها را برایش شرح دهیم اگر ماه وطن خود افغانستان را دوست
داشته باشیم بدون شک مردم افغانستان را هم دوست خواهیم داشت از دوستی که در او
مسئولیت ودلسوزی همراه باشد یقنا اثر خارق العاده خواهد داشت.
طفل خورد سال در سایه امنیت بیشتر خواب راحت دارد گر چه شکمش گرسنه با شد و یک مرد
سالخورده و یک زن بیمار در جوار امنیت بیشتر نفس را حت می کشند گرچه علیل و زمین گیر
باشند .
اگر خدای نخواسته امنیت سایه سعادت خود را از این ها بر دارد سر نوشت طفل خورد سال مرد
سالخورده وزن بیمار چه خواهد شد؟
های محروم راجلب می نماید رحم است که انسان را به تکاپو می اندازد تا دست فقیری را بیگرد
و به بیکسی کمک نماید رحم است که راه امنیت را برای ما مسجل میسازد رحم وقتی به
مرحله بلوغ میرسد تحول بنیادی در وجود انسان پدید می آورد و انسان را در مورد فقر و عقب
ماندگی کشورش و مردمش آگاهی ومسئولیت می بخشد آیا تاهنوز تجربه کرده اید که پیر
مرد علیل را در کنار خانه و یران شده دیده باشید و قلب شما نسوخته باشد جواب واضیح
است خیر.
بنا بر این افغان های ما اکثرا از رحم و مروت سر شار برخوردارند پس چرا تا هنوز در کشور ما
فقر بیداد میکند .
از منظر اقتصادی فرهنگی امنیتی افغانستان نیازمند کمک ومساعدت دیگران هستند امیددر زندگی مردم رونق خود
را ازدست داده است . چطور امکان پذیر است که هم مشکلات های فوق بر طرف شود وهم مردم افغانستان با خوشی
وسر بلند ی و برادری درکنار باقی ملل های پر افتخار دنیا موفق پیروز زندگی کنند
آیا این حرف واقعی است یا غیر منطقی؟
بیایید هرکس به اندازه توان درجهت تامین امنیت ایجاد صلح سهم بگریم وطن خود
را آباد سازیم مخروبه هارا به آبادی بی سوادی را به سواد غصه هارا به خوشی و
تفنگ را به قلم ده را به شهر وشهر را به تمدن تبدیل نمایم.
این گام بر داشتن اش از هر چیزی آسان است حرکت از شما برکت از خداوند بزرگ